الشيخ حسين المظاهري
430
جهاد با نفس (فارسى)
الحسين ( ع ) اكشف كربى به حق مولاك الحسين ( ع ) » اى كسى كه غم را از چهره حسين ( ع ) بردى ، اى كسى كه توبه و بازگشت تو غم را از دل حسين ( ع ) برد ، تو را به حق حسين ( ع ) قسم مىدهم اين تب مرا از بين ببر . مىگويد دفعه اول گفتم ، شبكه دوم را گرفتم و گفتم ، شبكه سوم را گرفتم و گفتم : « يا كاشف الكرب عن وجه الحسين ( ع ) اكشف كربى به حق مولاك الحسين ( ع ) » ، تب يك ساله و بيشتر از يك سال به من كلى قطع شد . بلند شدم و ايستادم ، آدم سالمى شدم ، مثل اين كه اصلًا تب نداشتم . وقتى رفقايم آمدند من ( آدم خسته و مرضى كه اصلًا نمىتوانستم از جايم حركت كنم ) را آدم سالمى ديدند . گفتم حر من را نجات داد . همسر يكى از طلبهها سرطان داشت و خيلى زجر مىكشيد - اين خانم الان هست و سالم است بدون اين كه عمل كرده باشد - اين خانم مىگفت : شبى شوهرم نبود ، اول شب بود و درد مرا خيلى اذيت مىكرد ، بنا بود عمل كنم ، از عمل هم مىترسيدم . مىگويد كارى داشتم ، به پشت بام رفته بودم ، چشمم به قبر حضرت معصومه - سلام الله عليها - افتاد . به قبر حضرت رو كردم و گفتم : بىبى جان ، من زن طلبهاى هستم كه زير پرچم توست ، تقاضا دارم يكى لطفى به من بكنيد .